پروفایل من : عسل(رابعه) رضوی علوی (Asal Razavi Alavi)
| ساعت ۳:٥۳ ب.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳۸٦ |
|
در نگاره ای در باب انسان - واقعیت آغاز کردیم ؛ در دیباچه سخن اشاره کردم که به لایه هایی مختلفی از وجود آدمی معتقدم . این لایه ها را به چهار مجزا از هم به طور نسبی تقسیم نمودم و البته اشاره کردم که این تقسیم بندی ؛ صرفا ُ ساخته و پرداخته ذهن من بوده و ملهم از هیچ مکتب و مذهب نبوده و نخواهد بود . این شش لایه به ترتیب مورد بررسی قرار می دهم. گفتم که دو لایه ابتدایی وجود بشر که واقعیتهای بیرونی او را نشانگر است عبارتند از : « جسم ِ جسم / روح ِ جسم » و دو لایه درونی تر بشر نیز عبارتند از : « جسم ِ روح / روح ِ روح » در مورد لایه های بیرونی وجود انسان؛با بررسی ِ ویژگیهای جسم که قابل مشاهده ترین واقعیت از مجموعه واقعیتهای سازنده بشر ست ؛ آغاز می کنیم . جسم چیست ؟ این شاید مهمترین پرسشی باشد که باید به آن پاسخ داد . شاید بگوییم که پاسخ به این پرسش چنان بدیهی است که نیاز به بازنگری مجدد در مفهوم آن نیست . اما به عقیده من این همان اشتباه متداولی است که میان بسیاری از فلاسفه و نویسندگان و حتی اقشار عام یک جامعه بارها تکرار می شود و آن چنان که شایسته است بدان پرداخته نمی شود و اگر چنانچه بدان پرداخته شود ؛ با نگاهی بی طرف و در عین حال جامع الاطراف ( از هر جهت ) وجود ندارد. حال سعی می کنیم یک پاسخ ساده برای این پرسش دشوار بیابیم : جسم را غالبا ً با هر دو ویژگی آن ( یعنی جسمانیت و روح ) آن می سنجند ؛ که این روش به عقیده من صحیح نیست . جسم یک بخش فیزیولژیک دارد که ازارگانهای مشابه در تمامی افراد ( فارغ از جنسیت آنها ) تشکیل شده است و قصد دارم به همین بخش مشترک که باعث برابری تمام انسانهاست بپردازم . دیگر آن که اگر به عنوان مثال در بخش جسم ِ جسم ؛ عضو ( چشم ) وجود دارد ؛ عمل ( نگاه کردن و نه دیدن ) ؛ در این بخش صورت نمی گیرد و در لایه درونی تر وجود انسان یعنی همان ( روح ِ جسم ) صورت می گیرد . این همان بخشی است که به اشتباه در میان عوام ( روح ِ آدمی ) خوانده می شود که تعبیری نادرست است . بررسی دو بخش سازنده جسم را در نگاشته های آینده ؛ ادامه خواهیم داد.
پ.ن : مدت زیادی از بازی مجازی در باب « وطن » می گذرد و شاید اکنون دیگر بسیار دیر باشد که در این بازی که ( امید وارم فقط در فضای مجاز باقی بماند و در دنیای واقعی ؛ وطن به بازی گرفته نشود ) ؛ من نیز با سخنی مشارکت کنم . وطن از نگاه من : مجموعه ای از عناصر سازنده آن یعنی ( سرزمین ) و ( آدمیان ساکن این سرزمین به طور فیزیکی و نیز ساکن سرزمین به طور متافیزیکی و روحی و دور از خاک ) تشکیل شده است . اگر از بین این سه عنصر سازنده وطن ؛ مرا به انتخاب وا دارند بی شک فقط عنصر « سرزمین » را انتخاب می کنم . چون آدمیان این سرزمین هماره در طول زمان در تغییر و وجود و عدم بوده اند ( نسبیت ) و شاید تنها عنصری که کمتر تغییر می کند ( البته نه از جهت ابعاد ) ؛ همین سرزمین باشد . سایر مقولات این وطن را اکنون مجالی ندارم که توانم نگاشتن که به گفته مولانا جلال الدین بلخی ( رومی ؟ !) : گویاترم ز« بلبل » اما ز رشک ِ عام « قفل » است بر دهانم و افغانم * آرزوست . * افغان : در معنای فغان و فریاد است . در پایان بازی مجازی با عناصر سازنده وطن ؛ وبلاگ « گویای بی صدا » را به ادامه این بازی دعوت می کنم . |

