درباره نویسنده
نواگر اندیشه خویشم ( all right reserved(c 2003-2012
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A
مطالب اخیر
  • سماع جاودانگی
  • رنج ربع پرده های ناکوک - پایان
  • رنج ربع پرده های ناکوک -1
  • باور بی نغمه ها - نغمه پایانی( حیرانی )
  • باور بی نغمه ها - 2
  • باور بی نغمه ها (1)
  • معیار سنجش واقعیات - بخش دوم: چیستی واقعیت - واژه ها
  • معیار سنجش واقعیت - بخش نخست
  • در جستجوی واقعیت - یکم : رخداد و واقعیت - بخش نخست
  • خزان سوم در عالم مجاز
  • ابهام
  • انکار
  • آوار آواز!
  • پندار سکوت
  • گویای بی صدا
  • ره توشه دگر!
  • ره من
  • فلسفه بودنم
  • هیچ ناسروده
  • ریشه ها در باد؟
  • بازتابش آیینه ها
  • روزی نو!
  • نخستین کلام
کلمات کلیدی مطالب
  • ellination (۱)
  • events (۱)
  • reality (۱)
  • آفرینشگر ابعاد (۱)
  • آواز خوش (۱)
  • آوای رهاتر (۱)
  • آوای گنگ آوازهایم (۱)
  • آیینه راستی (۱)
  • آیینه کژنمای ذهن (۱)
  • اندوه سیال (۱)
  • انکار (۱)
  • بازتابشگر واقعیت (۱)
  • بی تفاوت (۱)
  • بی رخ (۱)
  • بی نهایت (۱)
  • بیهودگی (۱)
  • پرواز پندار (۱)
  • پندار (٢)
  • پندار خودساخته (۱)
  • تا بی نهایت سکوت (۱)
  • تفسیر کودکانه (۱)
  • تقاطع (۱)
  • تلاطم (۱)
  • تمثال پوچی (۱)
  • تناسب با واقعیت نوین (۱)
  • جاودانگی (۱)
  • جریان در زمان (۱)
  • جزء از کلیت واقعیت (۱)
  • جستجو (۱)
  • جنون (۱)
  • چراها (۱)
  • حضور (۱)
  • حقیقت (٢)
  • حیرانی (۱)
  • خزان سوم (۱)
  • خورشیدی بی فروغ (۱)
  • خوش آهنگ (۱)
  • دایره پیچنده دیروز و اکنون (۱)
  • دیروز (۱)
  • راه (۱)
  • ربع پرده های ناکوک (٢)
  • رخ بی نهایت (۱)
  • رنج ناخوانا (۱)
  • رنگ طلب خویش (۱)
  • رهایی از بیهودگی (۱)
  • رهرو (۱)
  • رهرو مقصد بی راه (۱)
  • زبان تصویر (۱)
  • سبزینگی (۱)
  • سر آغاز (٢)
  • سراچه نوای من (۱)
  • سرشت بی آلایش (۱)
  • سکوت (۳)
  • سیالیت (۱)
  • شبه واقعیت (۱)
  • شرایط واقعی (۱)
  • شوق پرواز (۱)
  • ظلمت و خورشید (۱)
  • عادت (۱)
  • عرفان حضور (۱)
  • عقل مطلق (۱)
  • فراوانی (۱)
  • فلسفه بودنم (۱)
  • گم گشتگی (۱)
  • گویای بی صدا (۱)
  • مجموعه دروغین (۱)
  • محکوم به دانستن (۱)
  • معنا (۱)
  • معنای معنا (۱)
  • میران پایانی (۱)
  • ناسروده (۱)
  • نخستین کلام (۱)
  • نیرنگ (۱)
  • هستــی (۱)
  • هیچ (٢)
  • ویرانگر (۱)
  • یادگار باستانی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • آذر ۸٥
  • مهر ۸٤
  • تیر ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • دی ۸٢
  • آبان ۸٢
  • شهریور ۸٢
  • تیر ۸٢
  • خرداد ۸٢
  • اردیبهشت ۸٢
  • فروردین ۸٢
  • اسفند ۸۱
  • مهر ۸۱
دوستان من
  • جنبش کپی رایت
  • وکالیست متسو سوپرانو
  • نه حرفی برای گفتن
  • Asal Razavi A
  • کهکشان بی شیر
  • اندیشه خام
  • بنیاد نیشابور
کدهای اضافی کاربر


نوای من
سماع جاودانگی
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

هزارتویی می سازند .

افسانه شده ایم چونان نقشهایی کهنه  بر دیواره های آرام یک یادگار باستانی.

نفسهای همیشگی یک تباریم.

نسل و تباری که هزاران بار در دایره های پیچنده " اکنون "و دیروز 

؛ سرگشته سماع یک آوازست.

آوازی دور و گنگ و جاودانه

"بی سرانجام" اما نیستیم.

مپندار که این همه" اندوه سیال" ما را از ماندن جدا می سازد.

"جاودانگی" من ومایی که در "هیچستان" هم "همه" ایم و ماندنمان از ماندن یکدگر که تکرار هر من ؛ هزاران ما.

 - ع .س. ل

1391/2/18

نظرات ()



رنج ربع پرده های ناکوک - پایان
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠

بی واژه مانده بودند .

در هیاهوی آن همه" آواز خوش" ؛ مگر واژه ای مانده است که بهر چشمان آن همه "ربع پرده بدنواز" ساخته و پرداخته باشند؟

شاید آرام آرام "نیم پرده " های  کوچکی شوند که زیباترین ترانه ها را همگام باشد.

از "ناکوک "بودن بیزارم. کاش خوش آهنگ شوند.

با چشمانی که پلید نبیند .

با گوشهایی که نادرست نشنود.

میزان پایانی ؛ کاش زیباتر و با شکوهتر نواخته شود... 

 

 

c : عسل 1390/12/25

نظرات ()



رنج ربع پرده های ناکوک -1
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠

نغمه که پایان می یابد می پرسد :

چرا نگاشته های سالیان دور و آن همه زیبایی جاری در سرانگشت واژه را یک به یک زدودی وساده ترین و بی معناترین سیاه مشق هایت را باقی گذاشتی ؟

می گویم : آوایی گنگ در پس آن همه آواز خوش؛ نهفته است که چشمان "ربع پرده های ناکوک نغمه های بد آهنگ آنان " را تاب دیدارش نبود!

هیچ نمیدانی چگونه شبیه  کنایه شعرهای ناسروده  " گم گشتگی" را پیشه می کنم تا نغمه های ساده ؛ بی "نتهای زینتشان"  بهانه ماندنم شوند.

"رنج ناخوانایی " است .

(ماندن در اوج رفتن)...!

نظرات ()



باور بی نغمه ها - نغمه پایانی( حیرانی )
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠

 براین حکایت می خندم که پایان هر سخن  از خویش دورتر می ایستم و نقش آن (دگر -ساخته در ذهن دیگری) از خویشتن را باور  می کنم.

از " من " حکایتی می سازند که شبیه هر انسانی که "من" نیستم ؛ است.

سخت ؛ حیرانم .

پرسان ؛از آنکه  چگونه در "آیینه کژنما"ی ذهنشان تابیده ام که چنین "معوج و دور از خویش" ؛ معنا می شوم.

هراسان از آنکه این مجموعه دروغین ؛از "من و ما "ی نیک پندار  ؛ دروغی باورپذیر بسازد.

خورشیدی ؛ بی فروغ .

حیرانم...!

***

"ع.س.ل"

 

نظرات ()



باور بی نغمه ها - 2
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠

ناگفته پیداست که به دیروز آویختن ؛ هیچ از اندوه نمی کاهد.

پس ؛ آرام همه نقشهای فیلمنامه اش را از ذهنم پاک می کنم.

فیلمنامه ای که هرگز بازیگرش نبودم.

آسوده ؛ به تمام تعبیرو تفسیرهای کودکانه از کلماتم می اندیشم.

کودک ؛ نه از حیث پاک نهادی که به مفهوم "نادرست تفسیر کردن هر واژه ".

حتی اگر ساده ترین کلمات را بی هیچ مقصود ویژه ای کنار هم چیده باشم.

"روایت آرام و پرتلاطم یک زیستن" که تفسیر پذیر نیست.

زیستن "من " یا"زیستن نوایی خاموش در من" که گاه بانگ بر می آورد : از "نیرنگ" بیزار است

نظرات ()



باور بی نغمه ها (1)
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠

درست به سان "نغمه ای خاموش" ؛ که "واژه های سکوت" او را بلعیده اند.

به صورتک" بی رخ" خیره ؛ می پرسی : اکنون کدامین هنگام است که چنین "بی تفاوت" می ایستی و می نگری ؟

می گوید : من از اعماق بی باوری آمده ام . بی نگاه ؛ بی کلام.

می گویم : جنون آور است سالها به چهره بی تفاوت روزگار خیر ه ماندن و دم بر نیاوردن

 

 

نظرات ()



معیار سنجش واقعیات - بخش دوم: چیستی واقعیت - واژه ها
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - جمعه ۱٠ فروردین ۱۳۸٦

اگر به یاد داشته باشید در نگاشته پیشینم به فزونی و اندکی واقعیات اشاره کردم و این معیار سنجش نسبتاً نادرست که هر واقعیتی لازم است که فراوان در عرضه وجود یافت شود که بتوان آن را به گونه واقعی ارزیابی کرد را بررسی کردیم.

حال با کمی موشکافی در این پدیده - واقعیت - تلاش می کنیم ؛ تصویری از چیستی آن در ذهن آوریم.

به طور مثال یکی از گسترده ترین واقعیاتی که در عرصه حضور بشر در جهان نقش پیوند دهنده او به دیگران - ( جدا از زمان حضور ایشان : گذشته - اکنون و آینده )- را دارد ؛ سخن - اعم از نوشتاری  و یا دیداری( خطوط تصویری) ؛ زبان ناشنوایان و یا حتی زبان اسپرانتو و...- است . علت این توضیح آن بود که گاه وقتی ما سخن از کلام و بیان و سخن و سایر واژگان همردیف آن را می گوییم ؛ بی درنگ نمایه زبانی که با آن سخن می گوییم را پیش روی می آوریم . حال آنکه در اینجا به همان اشتباهی که در نگاشته پیشینم بدان پرداختم دچار خواهیم شد و فراوانی و ماژوریتی یک پدیده را دلیل ( واقعیت ) بودن آن می پنداریم .

اینجا نکته ای هم قابل بیان است که زمانی که  واقعیت بودن یک پدیده انکار می شود ؛ منظور ( واقعیت مطلق ) بودن آن است و نه واقعیت نسبی بودن آن . چرا که ما نمی توانیم بگوییم که آنچه به کار می بریم ؛ واقعی نیست .اما باید دانست که اگر آن را واقعی می پنداریم بدون توجه به عنصر زمان باشد چون اگر پارامتر زمان را در زبان وارد کنیم ؛ آنگاه در خواهیم یافت که تا چه حد واقعیت زبانی ما ( طبق آنچه در مبحث زمان و واقعیت گفته شد ) ؛ دچار  تشویش شده است و آنگاه یا باید واقعیت حاضر زبانی را به طور کامل انکار کنیم و به طور ضمنی در واقع خود را سخن آور ندانیم و گویا به هیچ روی سخن نمی گوییم و تنها  ( شبه -واقعیتی ) به نام ِ واژه و کلام را در اثر جریانات تنفسی در هوا می پراکنیم؛ و یا بپذیریم که باید همان زبان نخستین را به کار بریم .

به هر روی این توضیح از آن رو لازم بود که ما گاه در به کار بردن پدیده های واقعی بدون کمک گرفتن از نیروی ذهن خود  عمل می کنیم و تنها به کمک عنصر ( عادت) است که می پنداریم که کردار ما واقعی است.

نظرات ()



معیار سنجش واقعیت - بخش نخست
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥


 

در مقالات پیشین به رابطه واقعیت و زمان پرداختیم و در یافتیم که( لزوم وجود یک واقعیت )؛ (وجود شرایط زمانی متناسب با آن) است و البته (نسبی بودن )هر دو پارامتر ایجاب می کرد که این مجموعه ( زمانی - واقعی ) همواره در" فضای پیرامون" جاری بوده ولی "قابلیت ایجاد" نداشته باشند مگر آنکه با شرایط زمانی و مکانی نوین ترشان متناسب باشند وگرنه در حد یک مجموعه بالقوه می مانند و به عالم حضور ره نمی یابند.

حال در باب این که واقعیت آیا لزوماً به پدیده ای اطلاق می شود که فراوانی دارد و به عبارت دیگر ماژوریتی(majority) و اکثریت ( تکه - پدیده ها ) الزامی است و یک پدیده آن چنان باید فراگیر باشد که در نگاه نخست بتوان بدون کوچکترین تفکری آن را واقعیت نام نهاد و یا پدیده ای بدون نیاز به حضور فراگیر و با حس لزوم وجود آن توسط یکایک ابناء بشر ( به تنهایی ) و با تمام اندک بودنش قابلیت تبدیل به یک واقعیت را دارد؟

پاسخ به این سوال نیز کاملاً  نسبی است . چرا که بستگی دارد که چه فردی و با چه دیدگاهی ( در مجموع) به آن پاسخ می دهد .

اما پاسخی را به زبان منطق می توان برای آن یافت چنین است که : لزومی ندارد آن چنان همه گیر و یا ظاهراً ( لازم ) باشد  تا بتوان آن را با واژه واقعیت آراست.

بنابراین هر پدیده ای هر چند اندک و غیر معمول هم "جزء از کلیت واقعیت "بوده و نمی توان ان را نادیده انگاشت و نمی توان هم نام ( واقعیت نیک یا واقعیت بد ) بر آن نهاد .چون  این نام نهادن ناقض ذات نسبی واقعیت ( و چه بسا حقیقت ) است .

در مقال آینده از این واقعیت های پیرامون بشر و درجه حضور و وفور آنان سخن خواهم راند .

 "ع.س.ل"

__________________________________________________________

پ.ن: حس خوبی دارم !:) ( بدون وابستگی به هیچ علت و واقعیت و حقیقتی : نوعی خالص از عقل متعادل! ( شاید!)

نظرات ()



در جستجوی واقعیت - یکم : رخداد و واقعیت - بخش نخست
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - پنجشنبه ٩ آذر ۱۳۸٥

" .the reality have many differnce by events "

در مقال پیشین به تصویری اولیه از پرسشهایی که ممکن است در باب واقعیت قابل طرح باشد پرداختم .

به عبارت بهتر آنچه را که در ذهن خویش مرتبط با آن می یافتم در پندارهایی مبهم به کلام پیوستم.

حال بهتر است کمی به واژه « واقعیت » و اینکه اساسا ً این واژه بار معنایی خاصی بر حسب ریشه لغوی خود دارد یا نه بپردازم و به این راز پی ببرم که آیا به طور کلی چیزی به نام واقعیت - در مفهوم شناخته شده و متداولش - وجود دارد یا خیر؟

بدون هیچ گونه ادعایی در زمینه زبان شناسی و بدون اینکه اهمیت زیادی برای کلمات قائل باشم - از آن رو که بیشتر معتقد به معنای حقیقی آنان هستم تا ذات ِ واژه بودنشان - کلمه « واقعیت » را کلمه ای « تازی = عربی » می دانم و در این جستجویم که معادلی « پارسی » برای آن بیابم .

به عقیده من ریشه کلمه تازی « واقعیت » از مصدر « وَقَعَ : رخ دادن» و بر وزن « فاعلیت » است و اگر به دنبال معادل پارسی آن باشیم به عقیده من کلمه « رخداد » - البته با توجه به ریشه مزبور - می تواند درست باشد

حال به نکته مهمتری می رسیم که هدف من از طرح این ریشه لغوی بود . ما با مقایسه ای نه چندان دشوار میان معنایی متداول که از واقعیت در ذهن داریم و این معادل پارسی در می یابیم که همانندیهای اندکی میان آن مفهوم و این ریشه وجود دارد . از جمله این همانندیها می توان آن بخش از مفهوم واقعیت را مورد بررسی قرار داد که به « شدنها » بستگی می یابد و نه به « بودنها » .

به عبارت نکوتر من ویژگی « پیش رونده و دینامیک ِ واقعیت » را بنگرم و آن را با « رویداد » و آنچه پیوسته در جریان ِ « شدن » است مورد مقایسه قرار دهم.

این مقایسه حداقل فایده اش بازنگری در واژه ای است زیر عنوان « واقعیت » که بسیار در سخنانمان کاربرد دارد اما معنای حقیقی اش را کمتر مورد ژرف نگری قرار داده ایم.

در رخدادها ما به دنبال چه می گردیم ؟ . این نیز شاید پاسخش بسیار دارای اهمیت باشد ؛ چرا که رخدادها به هر روی سازنده زیستن مادی و معنایی ما هستند. ( باز هم این نکته قابل ذکر است که معنا در مفهوم عام آن منظور است نه معادلهایی که ممکن است با رویارویی با این کلمه به ذهن متبادر شود.)

البته اگر ما نسبت به ذات رخدادهای پیرامون بی تفاوت باشیم و در اصطلاح روان شناسانه آن به ellination ( الینگی ) - یا همان بی تفاوتی و بی توجهی و عدم دقت به جزییات آنچه پیرامونمان را احاطه کرده- دچار باشیم که به طور بنیادین هرگز این رخدادها را حس نمی کنیم و شاید هم این جستجو در مورد واقعیت و تفاوت آن با رخداد را نوعی شیدایی و جنون برای جستجوگر بدانیم .

بحث اصلی من آن است که به هر حال باید روزی به این تفاوت برسیم و آن را نه در سر فصل امور فکری خویش که در حاشیه امور روزمره که -گاه ما را از اندیشیدن به « چرا» ها و « چگونگی » ها باز می دارد -؛ قرار دهیم .

ع.س.ل


نظرات ()



خزان سوم در عالم مجاز
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - جمعه ۸ مهر ۱۳۸٤
 
 
    سر آغاز  ؛
پنداری از جنس راستی و درستی بود .
می پنداشتم باشد !
 
            بود ؟                          
 

 

پ .ن :  ( سالگشت سوم سراچه ای برای نوای من در عالم مجاز  )

 

نظرات ()



ابهام
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۳

واژه ها رها از معنا!

و گاه( معنا آرامترین راهبر است در تلاطم جستجو)!

و جستجو گاه چنان "رها از راه" است که گریز به "سیالیت" است!

سیال و رها ؛ رها از ابعاد !

رها از ترانه های ماندن !

"ماندن در بیهودگی " که شوق پرواز را به عدم می سپارد .

راز سر به مهر " مستور در ابهام" !

ابهام هم ؛گاه چنان آشکار که" راه واره" اش بنامیم !

اما راه  هم بهانه ای است برای ماندن در بیهودگی !

هنوز هم بی راهم ؛رها از راه !

 

نظرات ()



انکار
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۳

در دوردست ؛  هر تلالویی از ترانه اهورایی حضور می یابیم ؛ بی محابا "راه و آیین "نامش می نهیم !

از پوچی خویش  تمثالی  می سازیم و"تمثالهای  پوچ "؛ ازل ِ پرستشمان می شود .

و"بی نهایت - سیال " از پس "راههای پوچ " جاری است ؛

  گرچه « انکار» کلامی است بس گوارا!

نظرات ()



آوار آواز!
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - سه‌شنبه ٩ دی ۱۳۸٢

در" کوره راه " ؛

باید "هستی" را از پس« آوار نیستی» آواز کرد.

آوایی که نیستی را از" رخ بی نهایت" بس دور سازد .

آوایی از" منتهای آفرینش" .

آوایی رهاتر !


نظرات ()



پندار سکوت
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٢

درپرده «عدم»

در پهنه « حضور»

در منتهای «هیچ»

در وادی « شعور»

«پندار زاده شد»!

 

 

 

نظرات ()



گویای بی صدا
نویسنده: عسل( رابعه) رضوی / Asal Razavi A - سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٢

 

در بی نهایت عدم؛سکوت "آفرینشگری رها از ابعاد" ؛ خالق( ابعاد )شد.

و شگفتا در سکوتی ژرف

آدمی ره به حضور یافت .

اما نه به سکوت که« گویای بیهودگی »

در حسرت سکوتی تا بی نهایت حقیقت!

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »